سلام بر تو مهر نورانی، مانده در پس ابرهای ظلمانی که ز آنجا دگر ندیدیمت، رفته ایم ما رو به ویرانی باز باران گرفته آسمان کویر، در پس ابرها مگر چه میخوانی؟ جمعه های بدون حضور شما، جمعه هایی عجیب طولانی عید ما روز وصل شما، در فراقت چون خزان پاییزی گاهی از عطر یاس سرمستم، صحن بی بی و یا خراسانی؟ نکند کربلا رفته ای آقا، علقمه رفته ای و مهمانی؟ گاهنوشت:
گوشه ای از حرفهای دلم را برایت به تصویر کشیدم ...
بس است دوری و هجران ... رهی نشانم ده...
نه تنها من، که دیدم آفرینش ... تو را می خواندت ارباب، ارباب
برچسبها: انتظار, ظهور, اشک, قطره قطره
شمس پر نوری و تو تابانی، قرص کامل ز ماه شعبانی
میکند سردی جداییتان، نوبهار مرا زمستانی
- اللهم عجل لولیک الفرج...
- درد و دلای آنلاین بود... تحمل کنید...


